نوشته‌ها

چطور در شرایط بد احساسمون رو خوب کنیم

 

ما انسان هستیم و گاهی احساس بد پیدا می کنیم.

البته می دانیم که ما انسان هستیم و احساس ما گاهی بالا و پایین می رود و این کاملا طبیعی است و قرار نیست و نمی توانیم که همیشه و در تمام لحظه ها احساس عالی و مثبتی داشته باشیم و این کاملا درسته ولی کاری که ما باید انجام دهیم این است ما مدیریت احساسمون رو به دست بگیریم که و این کار تمرینی دارد که در ادامه گفته خواهد شد. به عنوان مثال اتفاقی بدی که در گذشته باعث می شد من یک هفته یا چند روز احساس بدی داشته باشم و قتی روی خودم و کنترل احساسم کار کردم الان آن اتفاق شاید فقط چند ساعت یا حتی چند دقیقه احساس من رو بد کند و باید بدانیم که ما رباط نیستیم و احساس داریم ولی باید مدیریت کردن آن را یاد بگیریم تا زندگی امان متحول شود.
آنتونی رابینز : من هر چه دارم از مدیریت احساساتم دارم.

در شرایط بد چطور احساسمان را خوب کنیم

این کاملا طبیعی است که در شرایط خوب و رو به راه که همه چیز خوب است خوب مسلما ما مشکلی نداریم و احساسمون خوب است و فقط یک فرد دیوانه است که وقتی همه چیز خوب و عالی است احساس بدی داشته باشد، در واقع هنر ما و کار ما باید این باشد که در شرایطی که همه چیز به ظاهر به هم ریخته است و اتفاقات بدی افتاده است و اوضاع نا به سامان و ناراحت کننده است بتوانیم طوری به این شرایط نگاه کنیم که به احساس خوب برسیم و این بسیار اهمیت دارد. و شما باید به این مهارت برسید و انقدر این کار را تمرین کنید که دقیقا مثل رانندگی به صورت ناخودآگاه در بیاید.

بدترین اتفاق ممکن چیست؟

به عنوان مثال یکی از بدترین اتفاقاتی که احتمال دارد برای هر کسی بافتد این است که یکی از عزیزانش را از دست بدهد و اگر این اتفاق بافتد کاملا طبیعی است که بسیار سخت و ناراحت کننده است که شخص داغ دیده بتواند احساسش را خوب کند و من در اینجا می خواهم به شما بگویم که اشکالی ندارد که شما گریه و زاری کنید و در غم به سر به ببرید برای مدت حتی یکی دو روز، ولی این در غم و ناراحتی ماندن است که اتفاقات بد و بدتری را وارد زندگی شما میکند و شما بعد از دو سه روز که داغی این غم کم تر شد باید طوری به این اتفاق نگاه کنید که به احساس کمی بهتر برسید .

تغییر احساس هم سیر تکامل دارد

طبق درجه بندی احساسات شما وقتی در احساس خیلی بد مثل غم و ناراحتی و افسردگی قرار دارید به هیچ عنوان به احساسات خیلی خوب مثل شادی و خوشحالی و سپاس گذاری دسترسی ندارید و طبق قانون تکامل و فرکانس شما فقط به احساس هایی دسترسی داریدکه کمی بهتر یا بدتر از احساس فعلی شما هستند، مثلا در مثال بالا که احساس غم از دست دادن عزیز است به هیچ عنوان نمی توان به شخصی که داغ دیده گفت ولش کن بهش فکر نکن بیا بریم یه مسافرت لذت ببریم یا بیا بریم شهربازی هیجان دارد یادت می رود که عزیزت فوت کرده است. دراین مثال اگر دقت کرده باشید اطرافیان که می خواهند دلداری به شخص داغ دیده بدهند معوملا این جملات را به او می گویند که مثلا: می دونم داغ عزیز خیلی سخته ولی به این فکر کن که هیچ کسی در این دنیا تا کنون نمانده است، این دنیا فانی و بالاخره نوبت همه ما میشود دیر یا زود همون باید برویم، اون به اصل خودش که خدا بود پیوست، مرگ حقه و هیچ کسی نداریم که بیشتر از نهایت صد وخورده ای سال بیشتر عمر کرده باشد، ما همه از خداییم و آمدیم این دنیا و دوباره به سوی خودش برمی گیردیم و هزاران جمله ای که معمولا در دلداری دادن به کسانیکه عزیزی از دست داده اند گفته می شود که به احساس حتی شده یک درجه بهتر از غم شدید برسند تا آرام آرام با گفتن جملات و افکاری که او را به احساس کمی بهتر برساند و این را ادامه دهد تا به احساس های خیلی بهتر مثل آرامش و سبکی و شادی و سپاس گذاری برسد که این کار نیازمند تمرین زیاد است تا ما بتوانیم که به این تمرین مسلط شویم. این مثال خیلی ناراحت کننده رو زدم که شما ایده بگیرید که برای شرایطی که احساس شما را بد می کنند با استفاده از خلاقیت خودتان باید یاد بگیرید چه افکار و جملاتی را انتخاب کنید که شما را به احساس کمی بهتر از احساس فعلی اتان برساند.

اینکه همواره سعی کنید احساس خوبی داشته باشید بسیار در روابط شما و جذب اشخاصی که با ارتعاش شما سازگار باشد بسیار اهمیت دارد پس قدرت احساس خوب رو دست کم نگیرید چون کل داستان احساس است .

تمرین:

اگر شرایطی پیش آمد که به ظاهر بد و ناخواسته شما بود و احساس شما رو به هم ریخت به این فکر کنید که چطور می توانید به این شرایط طوری نگاه کنم که به احساس کمی بهتر از الان برسم.