این مقاله به این موضوع که آیا قانون جذب در قرآن آمده است یا خیر اشاره دارد.

آیا قانون جذب در قرآن آمده است ؟

با توجه به اینکه قرآن کتابی کامل و جامع است
و برای هدایت انسان‌ها به سمت خیر و خوبی‌ها به پیامبر اسلام نازل گردیده است.

اگر قانون جذب صحیح است

باید بررسی شود که آیا در قرآن در مورد این قانون توضیحی داده شده‌است یا خیر،
و در این مقاله به بررسی قانون جذب در قرآن به طور کامل می‌پردازیم.

طبق قانون جذب شما زمانیکه بر روی اتفاقات بد، نگرانی‌ها و مشکلات توجه و تمرکز می‌کنید،
اتفاقات و نگرانی‌های بیشتری را به سمت زندگی خود جذب خواهید کرد.

 

به میزانی که شما احساس خوبی و آرامش داشته باشید،

شرایط و اتفاقاتی را تجربه خواهید کرد که به شما احساس خوب و آرامش بیشتری را می‌دهد.

 

قانون جذب در قرآن

اما می‌بینیم که افرادی بر این عقیده‌اند که

شادی و خوشحالی با دین در تضاد است

انسان باید همیشه غمگین باشد

قانون جذب می‌گوید اگر غمگین و ناراحت باشید،
ناراحتی بیشتری را تجربه می‌کنید و از طرف دیگر افراد زیادی هم می‌گویند که باید انسان غمگین باشد
در اینجا ما به یک تضاد برخورد می‌کنیم و قصد داریم در قرآن که کتاب مرجع است،این موضوع را بررسی کنیم

قانون جذب می‌گوید هر فکر و احساس شما دارای یک فرکانس می‌باشد،
این فرکانس به جهان هستی ارسال می‌شود و جهان فرکانس شما را دریافت می‌کند
و آن را مجدد به صورت‌های مختلف ( اتفاق، شرایط، افراد، ماده و … ) به زندگی شما بر می‌گرداند

به طور مثال اگر شما امیدوار باشید،
احساس خوب داشته باشید در حال ارسال فرکانس مثبت به جهان هستی هستید
و در همه حال و در هر شرایطی فقط و فقط اتفاقات خوب را تجربه خواهید کرد

مفهوم نگرانی در قرآن

کلمه حُزن در قرآن به معنای اندوهگین و غمگین می‌باشد .

این کلمه ۴۲ بار و در ۲۵ سوره در قرآن آمده‌است،
که از این ۴۲ مرتبه ۳۵ بار با حرف «لا» یعنی به صورت نفی آمده است

و در این مقاله چندی از این آیات را با هم بررسی خواهیم نمود
تا ببینیم که آیا قرآن کریم قانون جذب را تایید میکند، یا به تعبیری قانون جذب در قرآن آمده است یا خیر

آیه شماره ۱
أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿یونس ۶۲﴾

آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى ‏شوند (۶۲)

این آیه به این موضوع اشاره می‌کند که افرادی که با خداوند رابطه بسیار خوبی دارند
رابطه بسیار قوی ایجاد کرده‌اند، نه ترسی دارند و نه غمی و هیچگاه اندوهگین نمی‌شوند

اگر در آیه دقت فرمایید متوجه خواهید شد که فعل « یَحْزَنُونَ » یک فعل مضارع است
به این معنا که افراد با ایمان در تمام روز و در همه حال غمگین نیستند،
خداوند در این آیه قانون فرکانس را تایید می‌کند
چرا که ما همیشه در حال ارسال فرکانس هستیم
و قانون جذب در قرآن اینطور بیان شده‌است که
افراد با ایمان، همیشه در حال ارسال فرکانس مثبت هستند و هیچگاه غمگین نمی‌شوند

قانو جذب در قرآن

آیه شماره ۲
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿بقره ۳۸﴾

فرمودیم جملگى از آن فرود آیید پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد آنان که هدایتم را پیروى کنند بر ایشان بیمى نیست و غمگین نخواهند شد (۳۸)

این آیه در مورد حضرت آدم و حوا صحیت می‌کند
و قانون جذب در قرآن به این صورت توضیح داده شده‌است که
کسانی که هدایت خداوند را می‌پذیرند، اندوهگین نمی‌شوند،
احساس آرامش دارند، در این آیه هم به مفهوم فرکانس اشاره شده است که
کسانی که در مسیر هدایت قرار بگیرند،
در فرکانس هدایت باشند هیچگاه و غم و اندوه و ترس را تجربه نمی‌کنند

فرکانس خداوند با فرکانس غم و اندوه متفاوت است و نمی توان همزمان در دو مسیر قرار گرفت

آیه شماره ۳
وَلَا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئًا یُرِیدُ اللَّهُ أَلَّا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿آل عمران ۱۷۶﴾

و مبادا آنان که در کفر می شتابند، تو را اندوهگین کنند، آنان هرگز به خدا هیچ زیانی نمی رسانند، خدا می خواهد [به سزای کفرشان] هیچ بهره ای در آخرت برای آنان قرار ندهد، و برای آنان عذابی بزرگ است (۱۷۶)

حتما این مطلب را هم بخوانید چگونه پولدار شویم ؟
میبینیم که قانون جذب در قرآن در این آیه اینطور مطرح شده‌است که
خداوند نمی‌خواهد پیامبر دچار احساس بد شود و به طور صریح به پیامبر گفته می‌شود که
تو نباید ناراحت شوی، تو نباید اندوهگین شوی،
چرا که اگر احساس بدی پیدا کنی اتفاقات بدی برایت رخ می‌دهد

قانون جذب در قرآن

آیه شماره ۴
وَأَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ ﴿قصص ۷﴾

و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، پس هنگامی که [از سوی فرعونیان] بر او بترسی به دریایش انداز، و مترس و غمگین مباش که ما حتماً او را به تو باز می گردانیم، و او را از پیامبران قرار می دهیم (۷)

قطعا کار بسیار سخت و دشواری است که فرزند شیرخوار خود را بر روی دریا رها کنیم،
اما نتیجه ایمان و توکل بر خداوند اینطور می شود که
آن فرزند در خانواده فرعون بزرگ می‌شود و دیگر خطری آن را تهدید نمی‌کند
و همچنین که دوباره برای شیرخودن به سمت مادر واقعی خودش هدایت می‌شود
و این نتیجه غمگین نشدن است که مطمئا در صورتیکه مادر حضرت موسی غمگین می‌شد،
در اتفاقات بد و مشکلات دیگری را بر زندگی خود وارد می‌کرد،
و این کاملا با قانون جذب در یک راستا است، به این معنا که قانون جذب در قرآن آمده است

آیه های دیگری با این مفهوم آمده است که غمگین نباشید زیرا که نتیچه غمگین بودن غمگینی بیشتر است

متوجه می‌شویم که تماما قانون جذب در قرآن آمده است و در تک تک آیات به وجود این قانون اشاره می‌کند

تمرین:
بر اساس قانون جذب در قرآن زمانیکه غمگین می شوید احساس بدی در درون شما ایجاد می‌شود
و این احساس بد باعث می‌شود که اتفاقات بد بیشتری را تجربه کنید

پس در هر شرایطی و در هر موقعیتی که هستید،
احساس خود را با توجه‌کردن به نکات مثبت زندگی خود خوب نگه دارید
و نگذارید احساس بد، در شما افزایش پیدا کند

 

قدرتمندترین ارتعاش جهان ارتعاش سپاس گذاری است و بی نهایت قدرتمند است ولی نکته ای که در همه جا به آن اشاره کرده ام و در اینجا هم مجددا به اهمیت آن اشاره خواهم کرد این است که تمام تمرینها قدرتشان را از احساس شما می گیرند و حتی سپاس گذاری که از همه ارتعاشات قدرتمند تر است هم به احساس شما در هنگام سپاس گذاری بستگی دارد و اگر سپاس گذاری می کنید و به شما احساس خوبی دست نمی دهد و لبخند بر لبتان نمی نشیند قطعا این تمرین را درست انجام نمی دهید.

مثال معروف

مثال معروفی است که می گوید مردی در لب یک جوی کثیف نشسته بود و یک تکه نون خشک را در آب جوی می زد و می خورد و با لحن معنی داری می گفت خدایا شکرت، خدایا شکرت، شخصی از کنار این مرد رد شد و گفت آیا این نان خشک و آب کثیف جوی هم خدایا شکردارد؟ آن مرد در جواب گفت این را می گویم که خدا خجالت بکشد و من را از این وضعیت در بیاورد. دقیقا خیلی از شکر گذاری های ما هم به همین شکل است و این نوع شکر گذاری غیر از فقر و بدبختی بیشتر چیزی ندارد چون ما در مورد ارتعاش سپاس گذاری صحبت می کنیم نه اینکه فقط بگویید خدایا شکرت، باید احساسش کنید. افراد زیادی را دیده ام که وقتی می خواهند سپاس گذاری کنند یه آه سنگین از ته دل می کشند و بعد به زور می گویند خدایا شکرت، این هم با آن مثال مرد بالا هیچ فرقی نمی کند و نتیجه ای جز فقر و ناراحتی بیشتر ندارد.

دست از مقاومت بردارید

گاهی وقتها با افرادی مواجه می شوم که بمن می گویند من هیچ چیزی در زندگی ام ندارم که به خاطر آن سپاس گذاری کنم زندگی من یک جهنم به تمام معنی به خاطر چه چیزی در زندگیم سپاس گذاری کنم، خوب در اون شرایط این ادم ها نمی شود به آنها گفت که همه اینهارو خودت جذب کردی و به خاطر ارتعاشات و کانون توجه و افکار و باورهایت است که این اتفاقات در زندگی تو میافتد چون آنها حاضر نیستند قبول کنند این موضوع را، ولی جمله ای که من معمولا در این شرایط به آنها می گویم این است: چه چیزهایی در زندگی ات است که اگر همین الان آنها را از دست بدهی اوضاع از این هم که است بدتر می شود؟ و معمولا در این مواقع آنها چشمانشان باز می شود و تازه به خودشان می آیند که چقدر چیز در زندگی آنها است که می توانند به خاطر آن سپاس گذار باشند ولی به خاطر اینکه تمرکز و توجه آنها روی بدی ها و نکات منفی زندگی اشان است مدام این اتفاقات و شرایط بد و ناراحت کننده در زندگی آنها رخ می دهد.

یک مثال واقعی

به شخصی به صورت تلگرامی مشاوره می دادم و از من سوالی کرد که چطور می توانم به چیزهایی که میخواهم در زندگیم برسم مثل خونه، ماشین، شغل خوب و … من فقط یک تمرین بهش دادم اون موقع، چند تا پیام صوتی براش فرستادم و قدرت سپاس گذاری رو براش توضیح دادم و تشکر کرد و خیلی وقت شد که ازش خبر نداشتم تا حدود سه ماه بعد بمن پیام داد و بعد از کلی تشکر و سپاس گذاری بمن گفت که آن تمرینی که به او داده بودم رو با احساس عالی و پیگیری توی این سه ماه انجام میداده است و عکس های برای من فرستاد که یه شغل پر درامد پیدا کرده بود، یک آپارتمان زیبا خریده بود و یک مغازه، وقتی نتایجشو دیدم خیلی خوشحال شدم ولی تعجب نکردم چون به این قانون که خود خدا در قران گفته که اگر شاکر و سپاس گذار باشی بیشر بر شما می افزایم و اگر کفران نعمت کنید و تمرکزتون روی چیزهایی که ندارید باشد مطمئنن همان چیزهایی که دارید هم از شما گرفته خواهد شد.

پس از این رو از شما می خواهم که انرژی بسیار قدرتمند الهی را که با سپاس گذاری می توانید وارد زندگی اتان بکنید را دست کم نگیرید و از این تمرین خارق العاده برای هم ارتعاش شدن با خواسته هاتون استفاده کنید تا شاهد معجزه آن در زندگیتون باشید..

نکته مهم:

طی تحقیقات، بهترین زمان ها برای کار کردن روی ذهن صبح به محض بیدار شدن و شب قبل از خوابیدن است. و این زمان های عالی ترین زمان ها برای استفاده از قدرتمند ترین ارتعاش که همان سپاس گذاری است، می باشد.
تمرین : هرروز صبح به محض بیدار شدن و هرشب قبل از خوابیدن حدود ده دقیقه وقت بگذارید در یک دفترچه بنویسید که امروز چه چیزها، و اتفاقاتی بود که من به خاطر آنها سپاس گذار بودم حداقل ده مورد ریز و درشت را بنویسید و خدایا شکرت را چندین بار تکرار کنید و مهم از آن احساسش کنید. و به خاطر اینکه خدا شما رو به شخص دلخواهتون رسانده هم بسیار سپاس گذاری کنید.

 

مقاومت شدید ذهنی که همه دارند

یکی از مقاومتهای شدید ذهنی که تقریبا می توان گفت بیش از نود درصد کسانیکه قانون جذب یاد می گیرند دارند و خود من هم خیلی وقتها هنوز ناخودآگاه می پرسم که یعنی از چه طریقی قرار است که این خواسته من بمن داده بشود و چون ذهن خودآگاه من محدود است و راه های زیادی منطقی رو بلد نیست که من بتوانم به خواستم برسم به همین دلیل وقتی فکر می کنم که از چه طریقی امکان دارد که من به خواسته ام برسم احساس نا امیدی بهم دست می دهد و می بینم که با شرایط فعلی من غیر ممکن است که من به خواسته ام برسم و این یعنی فرستادن ارتعاش منفی به خواستتون که اکثر افراد این مشکل رو دارند و به چجوریش فکر می کنند و چون راه حلی نسبت به شرایط فعلی شون ندارند نا امید می شوند و دست از ادامه تمرین بر می دارند و نا امید می شوند. ادامه مطلب …

باور چیست؟

باور چیست؟ در واقع منظور ما از جذب کردن، توجهات و افکار لحظه ای شما نیست و خیلی هایی که قانون جذب رو زیر سوال میبرند و آن را نقد می کنند چون فکر می کنند که به هر چی فکر کنید اتفاق می افتد که اصلا موضوع فقط فکر نیست.

در واقع وقتی این افکار، توجهات و ارتعاشات مداوم تکرار می شوند در ذهن ناخوداگاه شما به شکل باور و افکار غالب تبدیل می شوند و وقتی به شکل باور تبدیل شد به صورت اتوماتیک ذهن شما در مورد آن موضوع بدون اینکه شما آگاهانه فکر کنید همانگونه که قبلا زیاد فکر و توجه شده فکر میکند و ارتعاش می فرستد وبه صورت ناخود آگاه شمارو در شرایطی قرار می دهد که با باورهای فعلی شما یکسان باشد.

 

برای فهم بیشتر موضوع باور می تونید ویدئو زیر را تماشا کنید

مثال شکل گیری باور

بسیار مهم است که ابتدا بدانید باور چیست؟ مثلا شما از بچگی از خانواده، جامعه و یا دوستان و آشنایان بارها و بارها شنیده ای که خدا انسانهای ثروتمند را دوست ندارد و ثروتمندان به بهشت نمی روند و یا انسانهای بدی هستند و پولشان و از راه خلاف به دست آوردند و این جملات بارها بارها در ذهن شما به شکل های مختلف تکرار شده و این حرف ها رو شما پذیرفتید و به عنوان یک باور در ذهن خود نگه داشتید.

و حالا این باورها خودشون به صورت اتوماتیک در حال ارسال ارتعاش به جهان هستی هستند چون در ذهن شما نهادینه شده اند و مثلا در مورد ثروت ذهن شما به صورت خودکار برنامه ریزی شده است که ارتعاش منفی نسبت به ثروت بفرستد. و با این باور شما در مدار یا شرایطی قرار میگیرید که به هیچ وجه فرصت ها و موقعیت های پولساز رو نمی بینید و اگر هم ببینید این باور هر خرابکاری میکند تا شما به خواستتون نرسید.

مثال دوم:

باور چیست؟ مثلا جمله ی معروفی که بسیار زیاد در جامعه تا الان شنیده اید در مورد روابط اینکه دختر یا پسر خوب دیگه پیدا نمیشه تو این دوره زمونه همه خلاصه یه مشکلی دارند یا من شانس ندارم که دختر خوب یا پسر خوب گیر من بیاید و یا هزاران مثال از باورهای غلطی که در جامعه وجود دارد و هر کدام از این باورها غلط نسبت به روابط به تنهایی میتواند سدی باشد که از رسیدن شما به خواستتون جلوگیری کند.

 

این جمله طلائی همیشته یادتون باشه باید باور کنید تا ببینید نه اینکه ببینید تا باور کنید.
اگه ذهنت مقاومت می کند و می گوید که اگه دختر پسر خوب بی نهایته و زیاده کو پس چرا من نمی بینم دقیقا این جمله بالا رو باید بدونی که تا باور نکنید نمی بینید اول باور کن که هست تا آرام آرام مدار روابطی تو تغییر کند و در مدار افرادی قرار بگیری که بهترین گزینه ها برای تو برای ازدواج هستند.

اینکه چطور باور را تغییر بدیم و باورصحیح را بسازیم هم در ادامه در تمرینات به طور کامل به شما خواهم گفت.

مدارهای ارتعاشی

هر کسی در این دنیا در مداری قرار دارد که فقط اتفاقات و شرایط و آدمها و در کل چیزهایی را می بیند که با باورهای او هماهنگ باشد و در دنیای هرکسی واقعیتی وجود دارد که با دیگران فرق دارد. یعنی در این جهان بی نهایت مدار وجود دارد که در این مدارها نسبت به هرکسی یه مقدار مشخصی از ثروت یه مقدار مشخصی از انسانهای خوب و یه مقدار مشخصی از روابط خوب و بد و یه مقدار مشخصی از سلامتی و … وجود دارد .

که شما در هر مداری باشید فقط همان چیزهایی که در مدار خودتون هستند را می بینید و جالب اینجاست که فکر می کنید کل دنیا همین شکله وبقیه هم همینطور هستند و چون ادمهای اطراف شما هم طبق قانون جذب کسایی هستند که تقریبا مثل شما هستند و مثل شما فکر می کنند شما باور می کنید که کل دنیا به همین شکل که شما فکرمی کنید فکر می کنند در صورتی که بی نهایت آدمهای مختلف با شرایط مختلف و واقعیت های مختلف در مورد هر کدومشون وجود دارد.

چند نمونه باور در روابط

مثلا اگر در مورد روابط بخواهیم صحبت کنیم اگر شما نسبت به روابط باورهای از جمله اینکه پسرها همه نامرد هستند یا دختر ها همه بد شدند و شبیه به اینها را داشته باشید شما در مداری قرار می گیرید که فقط دختر ها و یا پسرهایی را جذب می کنید و می بینید که با باورهای فعلی شما هماهنگ هستند.

و بقیه اطرافیان شما هم چون با شما در یک مدار هستند هم باور شما رو تایید می کنند و می گویند اره درست میگویی و باور شما تقویت می شود و دوباره به همین شکل از جنس همین افراد و شرایط و موقعیت ها رو بیشتر می بینی و وقتی که آگاهانه تصمیم می گیرید که روی باورهای خودت کار کنید وآنها را عوض کنید آرام آرام مدار شما تغییر خواهد کرد و شما انسانهایی را می بینید که با باورهای جدید شما دوباره هماهنگ باشند.

واقعیت چیست؟

شاید ذهن شما الان مقاومت کند و بگویید این حقیقت است که انسانها خوب کم شده اند و این را من دارم در اطرافیانم می بینم که همه از ازدواجشون ناراضی اند و خیلی انسانها بد شده اند و باید در اینجا به شما بگویم بی نهایت واقعیت در این جهان وجود دارد و واقعیت زندگی هر کسی دقیقا بستگی دارد به باورهای او که او را در مداری قرار داده که فقط از جنس همان چیزها و افرادی را میبیند که در همان مدار هستند .

 

ما انسان هستیم و گاهی احساس بد پیدا می کنیم.

البته می دانیم که ما انسان هستیم و احساس ما گاهی بالا و پایین می رود و این کاملا طبیعی است و قرار نیست و نمی توانیم که همیشه و در تمام لحظه ها احساس عالی و مثبتی داشته باشیم و این کاملا درسته ولی کاری که ما باید انجام دهیم این است ما مدیریت احساسمون رو به دست بگیریم که و این کار تمرینی دارد که در ادامه گفته خواهد شد. به عنوان مثال اتفاقی بدی که در گذشته باعث می شد من یک هفته یا چند روز احساس بدی داشته باشم و قتی روی خودم و کنترل احساسم کار کردم الان آن اتفاق شاید فقط چند ساعت یا حتی چند دقیقه احساس من رو بد کند و باید بدانیم که ما رباط نیستیم و احساس داریم ولی باید مدیریت کردن آن را یاد بگیریم تا زندگی امان متحول شود.
آنتونی رابینز : من هر چه دارم از مدیریت احساساتم دارم.

در شرایط بد چطور احساسمان را خوب کنیم

این کاملا طبیعی است که در شرایط خوب و رو به راه که همه چیز خوب است خوب مسلما ما مشکلی نداریم و احساسمون خوب است و فقط یک فرد دیوانه است که وقتی همه چیز خوب و عالی است احساس بدی داشته باشد، در واقع هنر ما و کار ما باید این باشد که در شرایطی که همه چیز به ظاهر به هم ریخته است و اتفاقات بدی افتاده است و اوضاع نا به سامان و ناراحت کننده است بتوانیم طوری به این شرایط نگاه کنیم که به احساس خوب برسیم و این بسیار اهمیت دارد. و شما باید به این مهارت برسید و انقدر این کار را تمرین کنید که دقیقا مثل رانندگی به صورت ناخودآگاه در بیاید.

بدترین اتفاق ممکن چیست؟

به عنوان مثال یکی از بدترین اتفاقاتی که احتمال دارد برای هر کسی بافتد این است که یکی از عزیزانش را از دست بدهد و اگر این اتفاق بافتد کاملا طبیعی است که بسیار سخت و ناراحت کننده است که شخص داغ دیده بتواند احساسش را خوب کند و من در اینجا می خواهم به شما بگویم که اشکالی ندارد که شما گریه و زاری کنید و در غم به سر به ببرید برای مدت حتی یکی دو روز، ولی این در غم و ناراحتی ماندن است که اتفاقات بد و بدتری را وارد زندگی شما میکند و شما بعد از دو سه روز که داغی این غم کم تر شد باید طوری به این اتفاق نگاه کنید که به احساس کمی بهتر برسید .

تغییر احساس هم سیر تکامل دارد

طبق درجه بندی احساسات شما وقتی در احساس خیلی بد مثل غم و ناراحتی و افسردگی قرار دارید به هیچ عنوان به احساسات خیلی خوب مثل شادی و خوشحالی و سپاس گذاری دسترسی ندارید و طبق قانون تکامل و فرکانس شما فقط به احساس هایی دسترسی داریدکه کمی بهتر یا بدتر از احساس فعلی شما هستند، مثلا در مثال بالا که احساس غم از دست دادن عزیز است به هیچ عنوان نمی توان به شخصی که داغ دیده گفت ولش کن بهش فکر نکن بیا بریم یه مسافرت لذت ببریم یا بیا بریم شهربازی هیجان دارد یادت می رود که عزیزت فوت کرده است. دراین مثال اگر دقت کرده باشید اطرافیان که می خواهند دلداری به شخص داغ دیده بدهند معوملا این جملات را به او می گویند که مثلا: می دونم داغ عزیز خیلی سخته ولی به این فکر کن که هیچ کسی در این دنیا تا کنون نمانده است، این دنیا فانی و بالاخره نوبت همه ما میشود دیر یا زود همون باید برویم، اون به اصل خودش که خدا بود پیوست، مرگ حقه و هیچ کسی نداریم که بیشتر از نهایت صد وخورده ای سال بیشتر عمر کرده باشد، ما همه از خداییم و آمدیم این دنیا و دوباره به سوی خودش برمی گیردیم و هزاران جمله ای که معمولا در دلداری دادن به کسانیکه عزیزی از دست داده اند گفته می شود که به احساس حتی شده یک درجه بهتر از غم شدید برسند تا آرام آرام با گفتن جملات و افکاری که او را به احساس کمی بهتر برساند و این را ادامه دهد تا به احساس های خیلی بهتر مثل آرامش و سبکی و شادی و سپاس گذاری برسد که این کار نیازمند تمرین زیاد است تا ما بتوانیم که به این تمرین مسلط شویم. این مثال خیلی ناراحت کننده رو زدم که شما ایده بگیرید که برای شرایطی که احساس شما را بد می کنند با استفاده از خلاقیت خودتان باید یاد بگیرید چه افکار و جملاتی را انتخاب کنید که شما را به احساس کمی بهتر از احساس فعلی اتان برساند.

اینکه همواره سعی کنید احساس خوبی داشته باشید بسیار در روابط شما و جذب اشخاصی که با ارتعاش شما سازگار باشد بسیار اهمیت دارد پس قدرت احساس خوب رو دست کم نگیرید چون کل داستان احساس است .

تمرین:

اگر شرایطی پیش آمد که به ظاهر بد و ناخواسته شما بود و احساس شما رو به هم ریخت به این فکر کنید که چطور می توانید به این شرایط طوری نگاه کنم که به احساس کمی بهتر از الان برسم.

 

جملات تاکیدی چسیت؟

یکی دیگر از راه های توجه کردن به خواسته اتان که باعث هم ارتعاش شدن با خواسته اتان می شود استفاده از جملات تاکیدی است که هر کسی که کوچک ترین معطاله ای در مورد قانون جذب داشته باشد اسمش را شنیده است و احتمال خیلی زیاد استفاده هم کرده است ولی شاید این تمرین هم مثل خیلی تمرین های دیگه که اصولی دارد تا درست نتیجه بدهد را ندانید که در این قسمت قصد داریم که نحوه صحیح و اصولی استفاده از عبارات تاکیدی را بیان کنیم. در همین یک نکته خیلی مهم را می خواهم به شما بگویم که همین که الان شما می دانید ارتعاش چیست و توجه چیست و در پشت صحنه تمارین قانون جذب مثل عبارات تاکیدی یا تجسم و… که همان ارسال ارتعاش است چه می گذرد از بیش از نود درصد کسانیکه قانون جذب مطالعه می کنند جلو تر هستید به همین دلیل است که اقای جک کنفیلد می گوید بیش از ۹۵ درصد کسانیکه فکر می کنند قانون جذب را فهمیده اند در اصل نفمیده اند.

عبارات تاکیدی تعیین خواسته نیست

به طور کلی عبارات تاکیدی یکسری جملات مثبت در راستای هدف ما هستند که به ما کمک می کنند که ذهن و ضمیرناخودآگاهمون رو برنامه ریزی کند که با خواسته امان هم ارتعاش شویم تا به آن برسیم. پس نقش تعیین خواسته ندارند که ما فکر کنیم که با تکرار عبارات تاکیدی ما داریم خواسته امان را به جهان می گوییم، نه اینطور نیست ما فقط با تکرار عبارات تاکیدی قرار است که به خواسته امان توجه کنیم و مهم تر از آن اینکه به احساس خوب و احساس داشتن خواسته امان برسیم که مجموع توجه و احساس می شود ارتعاش و کار قانون جذب و جهان اینکه هم ارتعاش ها رو کنار هم قرار می دهد. اشتباهی که خیلی ها در عبارت تاکیدی می کنند این است که فکر می کنند که عبارات تاکیدی برای این است که ما به جهان اعلام کنیم که خواسته ما چیست که این کاملا اشتباه است فقط و فقط کار ما اینکه با خواسته امان هم ارتعاش بشویم چون جهان می داند که ما چه می خواهیم و نیازی نیست که ما به جهان بگوییم چه می خواهیم.

به عنوان مثال وقتی شما از در زندگی اتان به یک مشکل یا تضاد بر می خورید مثلا یک دعوا بین شما و خانواده اتان پیش می آید همان لحظه در وجود شما یک خواسته شکل می گیرد که من آرامش در روابطم را می خواهم و این خواسته را خدا و جهان می داند و فقط کاری که شما باید انجام بدید این است که شما با خواسته اتان هم ارتعاش شوید و به آن توجه کنید تا آن را وارد زندگی اتان کنید که در اینجا مثلا می توانید از این عبارت تاکیدی استفاده کنید که خدایا شکرت که آرامش رو در روابط و زندگی من هروز داری بیشتر و بیشتر می کنی. با این جمله که اگر مدام تکرار کنید و مهم تر از آن احساسش کنید، دارید ارتعاش آرامش و روابط با آرامش را می فرستید و اتفاقی که می افتد این است که آرام آرام وقتی تمزکتون رو از روی اتفاقات نا خواسته بر می دارید و روی خواسته خود می گذارید طبق قانونمندی دقیق جهان شما به سمت خواسته اتان که آرامش در روابط است هدایت می شوید. ولی متاسفانه کاری که اکثرا آدمها در این جور مواقع انجام می دهند این است که به جای تمرکز روی چیزی که می خواهند فقط در مورد اتفاق بدی که افتاده است غر میزنند و ناله می کنند و صحبت و فکر می کنند و با این کار این با ناخواسته خود هم ارتعاش می شوند و طبق قانون همیشه شرایط و اتفاقاتی رو تجربه می کنند احساس بد بیشتری رو به آنها بدهد.

حالا چگونه حرفه ای عبارات تاکیدی بسازیم

اولین موردی که باید در عبارات تاکیدی رعایت شود این که کوتاه و مثبت باشد،که راحت گفته شود و راحت ذهن و ضمیر ناخودآگاه ما آن را بپذیرد. منظور از مثبت بودن این است که خیلی ها می گویند نمی خواهم مریض باشم، خوب این جمله منفی است و کلمه مریض خودش منفی است و ضمیر ناخوداگاه این کلمات را تحت الافضی برداشت می کنند و در اصل شما را با مریضی هم ارتعاش می کند. جمله صحیح این است که بگویمم من تن و بدن سالم و سلامت دارم یا بدن من هر روز داره سالم و سالم تر می شود.

مورد دوم که باید رعایت شود این است که جمله شما مبهم نباشد کاملا صریح و واضح بیان کند که خواسته شما چیست که بتوانید آن را احساس کنید. مثلا جمله خدارو شکر که چیزهایی عالی دارم یک جمله کاملا مبهم است که اصلا مشخص نیست که چیزهای عالی یعنی چه. پس از جملاتی استفاده کنیدکه دقیقا مشخص کند که خواسته شما چیست.
مورد بعدی اینکه جملات را در زمان حال بکار ببرید. اگر بگویید که من در آینده همسر فلان خواهم داشت صحیح نیست باید با هدفتان همین الان زندگی کنید یعنی از این جمله استفاده کنید که خدایا شکرت که من با همسر با فلان ویژگی ها دارم زندگی می کنم، یعنی حس داشتن هدفتان را همین الان باید تجربه کنید.

مورد بعدی اینکه از کلماتی استفاده کنیدکه احساساتتان را در جمله بیان کند. مثلا بگویید که خدایا شکرت که دارم از زندگی با همسر دلخواهم لذت میبرم، در این جمله کلمه لذت می برم دقیقا داره احساس شما رو بیان می کند.
مورد بعدی اینکه با شکر گذاری ترکیبش کنید که اگر به مثال های بالا دقت کنید تقریبا همه آنها با خدایا شکرت شروع میشد. و این همه اینها دقیقا برای این کار است که شما به احساس بهتر و بهتری برسید و ارتعاش قوی تری بفرستید.
مورد بعدی این است که عبارات تاکیدی را برای خودتان بسازید. مثلا این جمله که خدایا شکرت که همسرم داره به من احترام می گذارد، این جمله برای شما نیست و اشتباه است و شما قرار نیست کسی را تغییر دهید شما فقط باید روی خودتان کار کنید و دست از تغییر دیگران بردارید. مثلا می توانید بگویید خدایا شکرت که من اینقدر دوست داشتنی و جذاب هستم.

مورد بعدی این است که عبارات تاکیدی که برای خود با توجه به موارد بالا ساختید را تغییر ندهید و یک جمله که ساختید را مدام تکرار کنید.

عبارات تاکیدی نمونه برای جذب همسر دلخواه

خدایا شکرت از زندگی درکنار همسر دلخواه دارم لذت می برم
خدایا شکرت که منو لایق ناب ترین عشق الهی قرار دادی
خدایا شکرت که من ازدواجی سرشار از عشق و زیبایی رو تجربه کردم
خدایا شکرت که بهترین هسر دنیارو همونی که می خواستم را نصیب من کردی.

و با خلاقیت خودتون می توانید هر عبارت تاکیدی که به شما احساس بهتری می دهد را بسازید و آن را تغییر دهید چون مهم فقط احساس شماست.

تمرین: یک یا چند عبارت تاکیدی برای خود بسازید و روزی حداقل یک ساعت آن را تکرار کنید و احساسش کنید. البته حالت ایده آلش اینکه این عبارات مثل ذکر همیشه روی لبتان باشد و مدام تکرارش کنید تا به صورت ناخودآگاه شود. می توانید آن را ضبط کنید و مدام به آن گوش بدهید و از طریق شندین ضمیر ناخودآگاهتون رو برنامه ریزی کنید. حتی درخواب هم می توانید از آنها استفاده کنید.زمانی متوجه می شوید که این کار را خیلی درست انجام داده اید که در خواب هم این عبارات را تکرار کنید.

 

 

قدرتمندترین ارتعاش جهان

قدرتمندترین ارتعاش جهان ارتعاش سپاس گذاری است و بی نهایت قدرتمند است ولی نکته ای که در همه جا به آن اشاره کرده ام و در اینجا هم مجددا به اهمیت آن اشاره خواهم کرد این است که تمام تمرینها قدرتشان را از احساس شما می گیرند و حتی سپاس گذاری که از همه ارتعاشات قدرتمند تر است هم به احساس شما در هنگام سپاس گذاری بستگی دارد و اگر سپاس گذاری می کنید و به شما احساس خوبی دست نمی دهد و لبخند بر لبتان نمی نشیند قطعا این تمرین را درست انجام نمی دهید.
مثال معروفی است که می گوید مردی در لب یک جوی کثیف نشسته بود و یک تکه نون خشک را در آب جوی می زد و می خورد و با لحن معنی داری می گفت خدایا شکرت، خدایا شکرت، شخصی از کنار این مرد رد شد و گفت آیا این نان خشک و آب کثیف جوی هم خدایا شکردارد؟ آن مرد در جواب گفت این را می گویم که خدا خجالت بکشد و من را از این وضعیت در بیاورد. دقیقا خیلی از شکر گذاری های ما هم به همین شکل است و این نوع شکر گذاری غیر از فقر و بدبختی بیشتر چیزی ندارد چون ما در مورد ارتعاش سپاس گذاری صحبت می کنیم نه اینکه فقط بگویید خدایا شکرت، باید احساسش کنید. افراد زیادی را دیده ام که وقتی می خواهند سپاس گذاری کنند یه آه سنگین از ته دل می کشند و بعد به زور می گویند خدایا شکرت، این هم با آن مثال مرد بالا هیچ فرقی نمی کند و نتیجه ای جز فقر و ناراحتی بیشتر ندارد.

هیچ چیزی برای شکرگذاری ندارم

گاهی وقتها با افرادی مواجه می شوم که بمن می گویند من هیچ چیزی در زندگی ام ندارم که به خاطر آن سپاس گذاری کنم زندگی من یک جهنم به تمام معنی به خاطر چه چیزی در زندگیم سپاس گذاری کنم، خوب در اون شرایط این ادم ها نمی شود به آنها گفت که همه اینهارو خودت جذب کردی و به خاطر ارتعاشات و کانون توجه و افکار و باورهایت است که این اتفاقات در زندگی تو میافتد چون آنها حاضر نیستند قبول کنند این موضوع را، ولی جمله ای که من معمولا در این شرایط به آنها می گویم این است: چه چیزهایی در زندگی ات است که اگر همین الان آنها را از دست بدهی اوضاع از این هم که است بدتر می شود؟ و معمولا در این مواقع آنها چشمانشان باز می شود و تازه به خودشان می آیند که چقدر چیز در زندگی آنها است که می توانند به خاطر آن سپاس گذار باشند ولی به خاطر اینکه تمرکز و توجه آنها روی بدی ها و نکات منفی زندگی اشان است مدام این اتفاقات و شرایط بد و ناراحت کننده در زندگی آنها رخ می دهد.

یک مثال واقعی

به شخصی به صورت تلگرامی مشاوره می دادم و از من سوالی کرد که چطور می توانم به چیزهایی که میخواهم در زندگیم برسم مثل خونه، ماشین، شغل خوب و … من فقط یک تمرین بهش دادم اون موقع، چند تا پیام صوتی براش فرستادم و قدرت سپاس گذاری رو براش توضیح دادم و تشکر کرد و خیلی وقت شد که ازش خبر نداشتم تا حدود سه ماه بعد بمن پیام داد و بعد از کلی تشکر و سپاس گذاری بمن گفت که آن تمرینی که به او داده بودم رو با احساس عالی و پیگیری توی این سه ماه انجام میداده است و عکس های برای من فرستاد که یه شغل پر درامد پیدا کرده بود، یک آپارتمان زیبا خریده بود و یک مغازه، وقتی نتایجشو دیدم خیلی خوشحال شدم ولی تعجب نکردم چون به این قانون که خود خدا در قران گفته که اگر شاکر و سپاس گذار باشی بیشر بر شما می افزایم و اگر کفران نعمت کنید و تمرکزتون روی چیزهایی که ندارید باشد مطمئنن همان چیزهایی که دارید هم از شما گرفته خواهد شد.

پس از این رو از شما می خواهم که انرژی بسیار قدرتمند الهی را که با سپاس گذاری می توانید وارد زندگی اتان بکنید را دست کم نگیرید و از این تمرین خارق العاده برای هم ارتعاش شدن با خواسته هاتون استفاده کنید تا شاهد معجزه آن در زندگیتون باشید..

نکته مهم: طی تحقیقات، بهترین زمان ها برای کار کردن روی ذهن صبح به محض بیدار شدن و شب قبل از خوابیدن است. و این زمان های عالی ترین زمان ها برای استفاده از قدرتمند ترین ارتعاش که همان سپاس گذاری است، می باشد.

تمرین :

هرروز صبح به محض بیدار شدن و هرشب قبل از خوابیدن حدود ده دقیقه وقت بگذارید در یک دفترچه بنویسید که امروز چه چیزها، و اتفاقاتی بود که من به خاطر آنها سپاس گذار بودم حداقل ده مورد ریز و درشت را بنویسید و خدایا شکرت را چندین بار تکرار کنید و مهم از آن احساسش کنید. و به خاطر اینکه خدا شما رو به شخص دلخواهتون رسانده هم بسیار سپاس گذاری کنید.

 

ترکیب جادویی تجسم و کلام و سپاس گذاری

هر سه مورد این ابزارها ی تجسم و کلام و سپاس گذاری بسیار قدرتمند هستند و اگر در تجسم خود از این سه ابزار به صورت ترکیبی استفاده کنید ارتعاش بسیار قوی و عالی رو به سمت خواسته اتان می فرستید و می توانید بسیار از تجسم خود لذت بیشتری رو ببرید.
به عنوان مثال وقتی در حال تجسم کردن رسیدن به شخص دلخواه خود هستید می توانید در همان لحظه ای که دارید تجسم می کنید که مثلا باهم در سر سفره عقد نسشته اید و حلقه ازدواج را در دست هم می کنید بگویید خدایا شکرت این واقعا همون شخصی است که من می خواستم و عاشقشم و اون هم عاشق من است، خدایا شکرت از اینکه تو ما را به هم رسوندی، خدایا شکرت که هر چیزی رو که خواستم برایم فراهم کردی، خدایا شکرت که اینقدر مراسم عروسم زیبا و با شکوه داره برگزار می شود.

 

قسمت دوم مقاله

لحظه رسیدن به هدف

موردی دومی که در تجسم خود باید رعایت کنید این است که فقط باید لحظه ی رسیدن به هدف را تجسم کنید مثلا در این مثال اگر خواسته شما رسیدن به شخصی با ویژگی های دلخواه خودتان است باید فقط لحظه ای که به هم رسیده اید و در کنار هم دارید از لحظاتتان لذت می برید را تجسم کنید و به هیچ عنوان به اینکه چطور و از چه طریقی قرار است با هم آشنا بشوید و همدیگر را پیدا کنید فکر نکنید چون واقعا ذهن شما به اینکه چطور ممکن است این اتفاق بیافتد قد نمی دهد و نا امید و گمراه می شوید و این کار را به نظم دقیق و قدرتمندی که خداوند در این جهان قرار داده است بسپارید و فقط از تصور و تجسم کردن هدفتان لذت ببرید چون اگر به آن طرف قضیه که چطور و از چه طریقی ممکن است من به شخص مورد نظرم برسم فکر کنید ممکن است به خودتان بگویید من که کسی رو ندارم، من که اطرافیان خوبی ندارم، من که خانواده پولدار و با اصالتی ندارم، و یا هزاران چیز دیگری که احتمال دارد در ذهن شما باشد و شما را نا امید کند که از هدفتان دست بکشید و نکته جالب قضیه اینکه تقریبا همه ی کسانی که من به آنها مشاوره داده ام یا از دیده ام و شنیده ام وقتی که تمارین رو انجام دادن وقتی به طرز شگفت انگیزی به شخص دلخواه خود رسیده بودند خودشان هم حتی یک درصد هم نمی توانستند حدس بزنند که از این طریقی که الان به همسرشون رسیده اند قرار بوده که همدیگر رو پیدا کنند و این یعنی شما به نیرو و قدرتی ایمان پیدا کنید که آن را نمی بینید که دقیقا عین همین جمله در قران آمده است که اولین ویژگی مومنان را گفته که مومنان کسانی هستند که به غیب ایمان دارند.
یک مثال واقعی
یکی از دوستان من که از این تکنیک قدرتمند تجسم خلاق خیلی نتایج عالی رو گرفته بود برای من تعریف می کرد که اهل جنوب بود و پوست سبزه ای داشت و خودش تعریف می کرد و می گفت که من همیشه دوست داشتم که از تهران با یک دختری که ویژگی هاشو نوشته بودم ازدواج کنم و به خیلی از این تجسم خلاق نتیجه گرفته بودم و همیشخ انجامش می دادم،چند وقتی گذشت و من به خدمت سربازی اعزام شدم که خدمت من در تهران افتاده بود و بعد از مدتی که در تهران خدمت کرده بودم به یک هم خدمتی تهرانی پیدا کرده بودم که چند وقت یکبار به خونه ی ایشون می رفتم که یکی از همین روزهایی که به خونه دوستم رفته بود و در خونه آنها خوابم برده بود هوای کمی سرد بود که یکدفعه احساس کردم کسی روی من پتو انداخت و وقتی یواشکی از زیر چشم نگاه کردم دیدم خواهر دوستم است که وقتی دیده ما خوابمون برده و هوا سرده اومده روی من و داداشش پتو بندازه و وقتی دیدمش به خودم گفتم چقدر شبیه همون شخصیه که من تجسمش می کردم و تهرانیم که هست و بعد از چند وقت ماجرا رو به دوستم گفتم و با خانوادش صحبت کرد و آنها هم قبول کردند و ما باهم ازدواج کردیم و نکته جالب این است که وقتی از خانمم پرسیدم که آیا تو شوهری مثل من با ویژگی های من دوست داشتی؟ گفت دقیقا من هر وقت تو تلویزیون و فیلم ها جنوبی هارو نشون می داد همشه از این پسرهای سبزه جنوب خوشم میامد و دوست داشتم با یکی از همین جنوبی های سبزه ازدواج کنم.
از داستان واقعی بالا که خود دوستم شخصا برای من تعریف کرد خود من اول تعجب کردم که چقدر این دنیا همه چیزش دقیق و با برنامه ریزی است و دقیقا می دونه چه زمانی کی و کجا و از چه طریقی چه کسانی رو به هم برساند و شاید دوست من خودش هم فکر نمی کرد که خدمتش تو تهران بیافتد و یک دوست و هم خدمتی تهرانی پیدا کند و با او صمیمی شود و به خانه او برود و این اتفاق ها بافتد تا دو شخصی که قبلا فرکانس همدیگرو فرستادن و با هم، هم ارتعاش شده اند به هم برسند.و این است قانون مندی دقیق و بدون خطائی که خداوند در این جهان آفریده است که اگر ما شب و روز هم سپاس گذاری کنیم و به سجده بافتیم باز هم نمی توانیم حق سپاس گذاری رو به جا بیاوریم.
تجسم خود احساس و دگر احساس
سومین مورد مهمی که در تجسم باید دعایت شود خود احساس یا دگر احساس بودن تجسم است در واقع شما وقتی شروع به تجسم می کنید از دو طریق می توانید این کار را انجام دهید اولین نوع آن تجسم خوداحساس است که در این نوع تجسم شما مواردی را که در تجسم خود می بینید را از دریچه چشمتان می بینید و صورت و چهره خودتان را در تجسم نمی بینید به این نوع تجسم خود احساس می گویند ولی در تجسم دگر احساس شما خودتان را از بیرون می بینید دقیقا مثا اینکه شما دارید یک فیلمی از خود نگاه می کنید و مثل یک ناظر بیرونی در حال تماشای خود و اطراف خود هستید. بهترین نوع تجسم همان تجسم نوع اول است که خود احساس می باشد و بسیار بهتر و قوی تر است هر چند که تجسم دگر احساس هم بسیار تاثیر گذار و قدرتمند است.

 

پنج مورد طلائی در تجسم

چهارمین مورد بسیار مهم که در تجسم خود باید آن را رعایت کنید استفاده از تمام حواس پنج گانه است. شما باید از تمام حواس پنج گانه در تجسم خود استفاده کنید این کار قدرت تجسم شما را تا چندین برابر افزایش می دهد یعنی در تجسم باید حس کنید آنچه را که می بینید، آنچه را که می شنوید، آنچه را که لمس می کنید، آنچه را که می بویید، آنچه را که می چشید یا می خورید و… در کل هر چقدراز این حواس پنج گانه بیشتر در تجسم خود اضافه کنید به آن قدرت و شدت بیشتری می بخشید.
به عنوان مثال اگه هدف شما خرید یک ماشین است در تجسم خود به این صورت می توانید حواس پنج گانه را اضافه کنید که مثلا در قسمت چه چیزی می بینید شما می توانید با جزئیات به بیرون ماشین و درون ماشین و صندلی ها، کیلومتر، و تو دورزی، داشبورد و … و یا جنگل و جاده اطرافتان را که در حال رانندگی با ماشین دلخواهتان هستید تجسم کنید.
در قسمت چه چیزی می شنوید مثلا می توانید صدای آهنگی که در ماشین خود گذاشتید و در حال لذت بردن از آن هستید را می توانید در تجسم خود حس کنید و یا صدای دوستان و اطرافیان خود که در حال تبریک گفتن به شما هستند را می توانید احساس کنید و لذت ببرید. ویا با خلاقیت خودتان هر صدایی که می توانید به تجسم خود اضافه کنید که به احساس خوب برسید.
در قسمت چه چیزی لمس می کنید هم می توانید مثلا دست زدن به فرمان و دست زدن به بدنه ماشین خود و یا دنده یا فشار دادن پدال گاز زیر پایتان، یا کل بدن و وزنتان را روی صندلی حس کنید و از نرمی و گرمی و راحتی ماشینتون لذت ببرید .
در قمست چه چیزی را بو می کنید هم می توانید بوی نو بودن ماشین و بوی نو بودن چرم داخل ماشین خود را احساس کنید و یا بوی اسپری خوشبو کننده که داخل خودرو زده اید را حس کنید و لذت ببرید.
در قسمت چه چیزی می چشید یا می خورید قطعا منظور من این نیست که تجسم کنید دارید ماشینتان را می خورید(شوخی)، منظور این است که حتی می توانید این را هم به تجسم خود اضافه کنید که شیرینی ماشین خود را دارید می خورید و یا داخل ماشین نشسته اید و مشغول میل کردن نوشیدنی مورد علاقه خود هستید.

امیدوارم مقاله مفیدی بوده باشد برای شما دوست عزیز

 

تجسم خلاق

این قسمت یکی از قسمت های بسیار شیرین برای توجه به هدف و هم ارتعاش شدن با هدفمون است که تصویرسازی ذهنی یا همان تجسم خلاق نام دارد که شاید نام آن را خیلی شنیده باشید اما کمتر کسی است که نحوه ی درست اجرای آن را به طور دقیق و واضح آموزش داده باشد، تجسم خلاقی که با قوانین ضمیر ناخودآگاه هماهنگ نباشد نمی تواند ضمیر ناخودآگاهتان را برنامه ریزی کند پس باید طوری این تمرین قدرتمد را انجام دهید که با قوانین ضمیر ناخودآگاه هماهنگ باشد که در ادامه به شما خواهم گفت.
وقتی صحبت از تجسم کردن هدف می شود خیلی ها که قانون را درک نکرده اند و مقاومت ذهنی و ذهن خیلی منطقی دارند، می گویند این کارها یعنی چی، یعنی ما خیال پردازی کنیم، این کارا چه معنی دارد. همین کسانی که مقاومت دارند و تجسم که بسیار قدرتمند است را خیال پردازی می دانند، وقتی مثلا فرزندشان کمی دیر می کند تا تصادف و قتل و پزشک قانونی و بیمارستان و کفن و دفن فرزندشان را به کیفیت اچ دی تجسم و تصور می کنند و بسیار احساس خود را خراب می کنند ولی وقتی می گوییم بیایید از تجسم برای رسیدن به خواسته هایت اسفاده کن به شدت مقاومت می کنند، که قطعا شما خواننده گرامی جز کسانی هستی که قوانین قدرتمند الهی را باور داری و از این ابزار قدرتمند برای رسیدن به اهداف خودت استفاده خواهید کرد و وقتی نتیجه گرفتید دیگر عالم و آدم هم که به شما بگویند نمی شود شما نتیجه در دست دارید و مطمئن به راه خود ادامه می دهید.
در این قسمت قصد دارم تجسم خلاق را که یکی از قدرتمند ترین تمارین قانون جذب و رسیدن به هدف است را برایتان توضیح دهم.

هادی ساعی ورزشکار بسیار عالی کشورمان و جهان گفته که ورزشکار خوب کسی نیست فقط خیلی تمرین فیزیکی می کند در اصل ورزشکار خوب کسی است که در ذهن خود بسیار تمرین می کند و خود ایشون بسیار زیاد و حرفه ای این تمرین ذهنی رو انجام می داند. و نه تنها فقط هادی ساعی بلکه همه ورزشکار ها و انسان های موفق که به جایگاهی رسیده اند خودشان گفته اند که از تصویرسازی ذهنی بسیار استفاده میکردند.

در واقع هر چیزی دوبار خلق می شود یکبار در ذهن و یک بار در بیرون و واقعیت

در چه حالتی تجسم کنیم

تجسم خلاق را به در حالت های مختلفی می شود انجام داد که بهترین و ایده آل ترین حالت آن این است که در مکانی آرام و راحت و ساکت دراز بکشید یا بنشینید و ریلکس کنید و با یک آهنگ ملایم آن را انجام دهید چون با این کار تمرکز به طور کامل انجام می شود ولی شما حتی می توانید با چشمان باز هم در هر حالتی این کار را انجام دهید مثل هزاران بار که شده شما مشغول یک کاری بوده اید ولی ذهن و فکر شما جای دیگری بوده است، پس شما در هر حالتی می توانید این کار را انجام دهید ولی دقت داشته باشید منظور ما در کارهای که نیاز به تمرکز دارد مثل رانندگی نیست منظور ما کارهای که به صورت روتین انجام می دهید و نیاز به تمرکز خاص و زیادی ندارد، در حین انجام آنها و با حتی با چشمان باز هم می توانید تجسم را هم انجام دهید.

در قسمت های قبلی که تصویری از خود جدیدتان و با ویژگی های جدیدی که باید تغییر می کرد ساختید و یک تصویر هم از شخص دلخواه خود ساختید و در این قسمت با آن دو تصویر خیلی کار خواهیم داشت.

راز طلائی و شاه کلید تجسم خلاق

اولین و مهم ترین موضوعی که نه تنها در تجسم بلکه در تمام تمارین این کتاب بسیار مهم است که تا الان هم بسیار هم به آن اشاره شده است و به نظر من اگر کل کتاب هم در مورد آن فقط صحبت بشود باز هم باید تکرار شود احساس است و اگر احساس خوب و حس فوق العاده ی رسیدن به هدف را در تجسم خود نداشته باشید آن توهم خلاق خواهد بود و دقیقا اینجاست که معنی تجسم خلاق و توهم مشخص می شود. و وقتی احساس را به تجسم اضافه می کنی در اصل داری این نیروی قدرتمند ارتعاشی را فعال می کنی که در کل کیهان بگرند و چیزها و اشخاص مشابه و هم ارتعاش با ارتعاش فعلی تو را برای بوجود بیاورند. و اگر تجسم شما بدون احساس باشد در اصل با انجام ندادن آن هیچ فرقی ندارد و بدون احساس ارتعاشی فرستاده نمی شود که بخواهد هم ارتعاش خود را جذب کند.

 

 

این مقاله در دو قسمت ارائه میشود و قسمت میتوانید قسمت بعدی ان را هم مطالعه کنید

 

آخه اگه قسمت من نباشه و خدا نخواد چی؟

 دراین مقاله قصد دارم در مورد موضوع بسیار تکراری که زیاد میشنوم و خیلی ها این باور را دارند که مثلا اگه من فلان چیز را یا فلان کس را بخواهم ولی خدا نخواهد و به صلاح من نباشد چی می شه؟ در جواب به این سوال که تقریبا سوال همه است باید بگویم دوستان خداوند خیر مطلق است و همواره دوست دارد که شما به خواسته هاتون برسید و این قدرت اختیار رو به شما داده که هر انچه که شما نیاز دارید که با آن به خواسته هاتون برسید رو در وجود شما قرار داده است و خود خدا از شما بیشتر تمایل دارد که شما رو به خواسته ها تون برسونه اگه خودتون با افکار منفی و باورهای منفی جلوی رسیدن به خواسته هاتون رو نگیرید. و اگر می توان گفت که خدا چیزهای رو برای شما نمی خواهد در این صورت مثلا کسانیکه که در این دنیا انسانهای بدی بودند و کارها  و جنایت هایی انجام داده اند می توانند به خدا اعتراض کنند، مثلا یزید  بگوید خدایا تو که می دانستی کشتن امام حسین به صلاح من نبود تو که می دانستی که پس چرا جلوی من را نگرفتی و کاری نکردی که من این کار را انجام ندهم، یا مثلا اشخاصی مثل صدام یا هیتلر بگویند خدایا تو که می دانستی جنایت کردن و آدم کشتن به صلاح ما نیست پس چرا جلوی ما را نگرفتی که ما مرتکب این خطاها نشویم.

صلاحی وجود ندارد در هر صورت کار خودتان است

در واقع شما به این دنیا آمده اید تا لذت و رسیدن به خواسته هاتون رو تجربه کنید و یک زندگی شاد و فوق العاده که حق شماست رو تجربه کنید و خداوند همه آن چیزی که شما برای رسیدن به خواسته هاتون نیاز دارید را در وجود شما قرار داده است به شما این اختیار و اجازه و قدرت را داده است که خودتان سرنوشت خودتان را رقم بزنید، اگر برای هر هدفی شما فقط یک درصد به این فکر کنید که شاید آن خواسته به صلاح شما نباشد که اصلا شما کاری برای آن انجام نمی دهید چون در وجود شما این شک و شبهه وجود دارد که شاید خدا نخواهد که ما به این خواسته برسیم.پس با این باورهای اشتباه جلوی رسیدن به خواسته های خودتون رو نگیرید. به عنوان مثال اگر یک درصد مثلا گراهامبل به این فکر می  کرد که شاید اختراع تلفن به صلاح خودش و مردم دنیا نباشد و خدا شاید نخواهد که او به این خواسته اش برسد به نظر شما اصلا کاری برای اختراع آن انجام می داد یا مثلا ادیسون بیش از هزاران بار آزمون و خطا کرد تا تواست لامپ را اخترع کند اگر در مثلا در دفعه پنجاهم کار را ول می کرد و می گفت شاید خدا صلاح نمی داند که من لامپ را اختراع کنم به نظرتان اصلا دیگه ادامه می داد و سعی می کرد که لامپ را اختراع کند و شاید خیلی از این علم و تکنولوژی هایی که ما الان داریم هم وجود نداشت اگه کسانیکه این ها را به اختراع کرده اند به این فکر می کردند که شاید به صلاح ما نباشد و خدا نخواهد که ما به این خواسته امان برسیم.

 

خدا از خود شما بیشتر می خواهد که شما به خواسته هاتون برسید

 

یکی دیگه از قوانین قدرتمند جهان هستی این است که جهان همواره رو به پیشرفت و گسترش است و همه چیز در حال رشد و پیشرفت و تکامل است و خود خداوند در قرآن فرموده است که ما این جهان را آفریده ایم وآن را بسط می دهیم و این روند بسط و تکامل و پیشرفت جهان را خداوند توسط میلیاردها دستان خودش که همان انسانها هستند انجام می دهد، پس هر شخصی، یا شرکتی یا سازمانی یا شهر یا کشوری که پیشرفت می کند و ثروتمند می شود و به خواسته هاش می رسد در اصل خداوند به خواسته خود رسیده که همان رشد و گسترش و پیشرفت جهان است و همان طور که شما می بینید که اجداد و پدران ما در  هزاران یا میلیون ها سال پیش در غارها و جنگل ها زندگی می کردند و به زور صبح تا شب کار می کردند تا فقط شکم خود را سیر کنند ولی الان بی نهایت ثروت عظیم و این همه زرق و برق و فراوانی که در دنیا وجود دارد و این همان رشد و پیشرفت و بسط دادن و فراوانی است که خداوند در قران وعده داده و اگر به ذهن خود جلوی خواسته هایتان را نگیرید و این فراوانی را ببینید به شما هم داده خواهد شد. و اگر شما این با این دیدگاه و باور که خداوند به شدت حامی شماست که شما به خواسته هاتون برسید به سمت خواسته هاتون قدم بردارید چقدر قدرت و اعتماد بنفس و نیروی عظیمی به شما می دهد که با اعتماد و توکل و احساس فوق العاده به سمت رسیدن خواسته ها و تجلی اهدافتون قدم بردارید و خلق کنید برای خود آن زندگی رو که می خواهید.

نتیجه گیری و اقدام

پس با این باور اشتباه که شاید خدا نخواهد و به صلاح من نباشد که به این خواسته برسم، خودتون با دست خودتون جلوی سیدن به خواسته هاتونو نگیرید و با این باور که خدا از خود من بیشتر تمایل دارد من به خواسته هام برسم و حامی و پشتیبان من است با قدرت به سمت خواستتون پیش برید. و این باور جدید رو مدام برای خودتان تکرار کنید که آن باور قبلی از بین برود و این باور جدید جایگزین بشود.