از چه راهی به خواسته هامون می رسیم؟

از چه راهی به خواسته هامون می رسیم؟

مقاومت شدید ذهنی که همه دارند

یکی از مقاومتهای شدید ذهنی که تقریبا می توان گفت بیش از نود درصد کسانیکه قانون جذب یاد می گیرند دارند و خود من هم خیلی وقتها هنوز ناخودآگاه می پرسم که یعنی از چه طریقی قرار است که این خواسته من بمن داده بشود و چون ذهن خودآگاه من محدود است و راه های زیادی منطقی رو بلد نیست که من بتوانم به خواستم برسم به همین دلیل وقتی فکر می کنم که از چه طریقی امکان دارد که من به خواسته ام برسم احساس نا امیدی بهم دست می دهد و می بینم که با شرایط فعلی من غیر ممکن است که من به خواسته ام برسم و این یعنی فرستادن ارتعاش منفی به خواستتون که اکثر افراد این مشکل رو دارند و به چجوریش فکر می کنند و چون راه حلی نسبت به شرایط فعلی شون ندارند نا امید می شوند و دست از ادامه تمرین بر می دارند و نا امید می شوند.

راه را هیچ کس نمی داند

 

این موضوع را در مقاله های قبلی برای شما توضیح دادم که بدانید و آگاه شوید که شما واقعا الان نمی توانید بدانید که چطور قرار است خواسته شما به شما داده شود و فقط شما باید به خواستتون مدام ارتعاش مثبت بفرستید و به قانون مندی قدرتمند خداوند و کائنات ایمان داشته باشید و بدانید که اگر شما به این فکر کنید که چطور می توانم به خواستم برسم شاید یکی دوتا راه منقطی بیشتر به ذهنتان نرسید یا اصلا راهی به ذهنتان نرسد و فکر کنید که فقط یک معجزه باید اتفاق بیافته که من به خواستم برسم ولی اگه از دیدگاه خداوند نگاه کنید و قدرتشو باور کنید می بینید که خدا بی نهایت راه بلده و می تواند از هزاران دستان خود که همه آدمها و کل جهان هستی می تواند باشد خواسته تو رو بهت بده که شاید خیلی از راه هایی که خدا بلده و شاید هم از همون طریق غیر منطقی که تو اصلا به فکرت هم نمی رسد بخواد خواسته تو رو بهت بده که معمولا هم از همین طریق ها برای کسانیکه داستان رسیدن به شخص دلخواهشون رو برای من تعریف کردند اتفاق افتاده است.

پس یادت باشه که تو این مشکل گیر نکنی که چطور قرار است به خواستم برسم چون الان تو این مداری که هستی چیزهای رو نمیبینی که در مدار تو نیستند و وقتی از لحاظ ارتعاشی وارد مدار خواسته ات می شوی انوقت است که خواسته تو و شخص مورد علاقه تو وارد مدارت می شود و همدیگر را جذب خواهید کرد و شگفت زده خواهی شد.

یک مثال واقعی

یکی از خانمهایی که برای مشاوره به من مراجعه کرده بود سوالی پرسید که من چطور میتوانم که همسر مورد علاقه ام به خواستگاری من بیاید و او را جذب کنم و من اول با پرسیدن سوالاتی مطمئن شدم که او واقعا خواستش براش مهمه و از اهمیت برخوردار است و قصد ندارد که به خاطر مردم با شخصی با فلان مشخصات ازدواج کند و بعد باید از ذهنیت او سر در میاوردم که ببینم چی پیش فرض های نسبت به روابط و ازدواج در سر دارد که آنها رو هم با پرسیدن سوالاتی متوجه شدم و مجددا از او پرسیدم که دوست داری شخص مورد علاقه ات چه ویژگی هایی داشته باشد که آنها را هم خیلی مصمم انجام می داد و خیلی عالی بود چون واقعا خواسته اش براش مهم بود و وقتی پرسیدم به نظرت اگه چه اتفاقی بافتد تو به خواسته ات می رسی یعنی از چه طریقی امکان دارد که به خواسته ات برسی جواب هایی که داد این بود که اگه مثلا داداش من دوستای درست و حسابی داشت که شاید احتمال این بود که به خواستگاری من بیایند یا اگر در یک محیط کاری بهتر یا محیط زندگی بهتری بودم شاید احتمال این رو داشت که این شخصی که میخوام فلان ویژگی ها رو داشته باشد وارد زندگی من بشود. می بینید راه هایی که ذهن خودآگاه این خانم بهش نشون میداد همین چیزهای محدود بود که همش هم اگر یا شاید بود که اون شرایط روهم نداشت و نمی توانست از این راه های که خودش گفته بود هم به خواسته اش برسد در این جواب ها خدا هیچ جایگاهی نداشت که مثلا فکر کند که شاید خدا بتواند از راه های دیگری هم او را به خواسته اش برساند و کار اصلی ما، در این تمرین های این است که به آن ایمان و باور برسیم که خدا از بی نهایت دستان خود و راه هایی که بلده می تواند من رو به خواسته ام برساند و وقتی این ها رو براش توضیح دادم چشمانش کمی باز شد و فهمید که آره اگه دستان خدارو باز بگذارد و خدا رو محدود نکند واقعا از بی نهایت راهی که حتی فکرش را هم الان نمی توانی بکنی خدا می تواند خواسته ات را وارد زندگی ات بکند.

وقتی توضیحات لازم رو بهش دادم و تمرینات رو هم بهش دادم بعد از دو هفته به من پیام داد و با یک هیجان و شگفت زدگی بمن گفت توی این هفته دوتا پیشنهاد ازدواج از جاهایی که اصلا فکرشو نمی کردم بهم شده که یکیشون هفتاد درصد اون ویژگی هایی که من میخواستم رو دارد و یکیشون نود درصد اون چیزهایی که من میخواستم رو دارد و این است قدرت باور و عمل کردن به تمرینات که بهتون داده خواهد شد و البته نا گفته نماند که این خانم واقعا هر تمرینی رو که بهش می گفتی با جدیت انجام می داد و شما هم اگه انجام بدید با جدیت و با احساس خوب جهان نمی تواند خواسته شمارو به شما ندهد چون قانون این دنیا همینه و بزودی خواسته شما وارد زندگیتون می شود.

 

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۱ دیدگاه برای این مطلب ثبت شده است

  1. Zahra
    12:37 1397/04/01

    با تشکر از مطالب بسیار ارزشمندتان ، دوستان از باورهایتان دست نکشید ، همیشه مطمعن باشید خواسته تان در راه است ، مهم نیست چقدر سخت و ناممکن بنظر میرسد ، هرگز تسلیم نشوید