چه زمانی ما احساس پیدا کردیم؟

 

قبل اینکه ما پا به این دنیا بگذاریم قسمتی از خود خدا بودیم و احساس نداشتیم و وقتی به این کره خاکی پا گذاشتیم ما دارای احساس شدیم و این احساس ما سامانه هدایت گر ماست و هر وقت که ما احساس خوبی داریم در حال یکی شدن و نزدیک شدن به خدا و هماهنگ شدن با روحمون که از جنس خود خداست هستیم و برعکس هر وقت که ما احساس بدی داریم درحال دور شدن و فاصله گرفتن از خدا و روحمون هستیم ولی این رابطه با خدای و روحمون هیچ وقت قطع نمیشود ممکن است به خاطر کارهای و اعمال بدمون فاصله زیاد شود ولی قطع نمیشود. و خدا همواره با احساساتمون مارو داره هدایت میکنه به مسیر خواسته هامون و هر وقت در مسیر رسیدن به خواستتون احساس بدی داشتید بدونید که افکاری رو انتخاب کردید که با افکار روحتون در تضاده و باید این افکار رو تغییر بدید تا به افکار روحتان هماهنگ شوید و به احساس خوب برسید و از این به بعد خیلی با احساسمون کار داریم و باید کمی از این به بعد به احساسمون حساس باشیم . روح شما همواره در حال پیگیری خواسته هاتون است و وقتی یک خواسته ای در درون شما شکل میگیرد ابتدا روح شما در آن جایگاه ارتعاشی آن خواسته قرار میگیره و اگر ذهن شما هم افکار روح شمارو دنبال کند در طول مسیر رسیدن به خواسستتون شما در طول مسیر احساس خوبی دارید و این احساس به شما میگوید که شما مسیر را درست دارید میروید ولی در هر کجای مسیر رسیدن به خواستتون اگه احساس بدی داشتید بدونید افکاری که انتخاب کرده اید با افکار روحتون در تضاد است و روح شما با احساس بد به شما آلارم میدهد که داری مسیر رو اشتباه میروی و باید افکارتو عوض کنی تا مثل من (روح یا خدا) فکر کنی تا به احساس خوب برسی و مسیر رو ادامه بدید.
مثلا خواسته ای شما ازدواج با یک دختر یا پسر خوب، نجیب،مودب، خوش اخلاق، قد بلند، زیبا، با خانواده خوب و… است و وقتی این خواسته در درون شما شکل میگیرد روح شما خواسته های شمارو پیگری میکند و در آن جایگاه ارتعاشی خواسته شما قرار میگیرد و احساس خوبی به شما میدهد ولی شما وقتی به افکار و باورها و تجربیاتی که از قبل در مورد ازدواج و پسرها و دخترها دارید نگاه میکنید به این فکر میکنید که امکان ندارد همچین شخصی گیر من بیاید چون خیلی به ندرت امکان دارد که یه همچین شخصی وجود داشته باشد و اگر هم باشد گیر من نمی آید و اصلا دختر و پسر خوب وجود ندارد و وقتی شما با ذهنتون این افکار را انتخاب میکنید روح شما با احساس بد به شما آلارم میدهد که این افکاری که انتخاب کرده ای تورو از خواسته ات دور میکنه برگرد و افکارتو عوض کن و افکارتو مثل من کن تا بهت احساس خوب رو بدم تا در مسیر درست رسیدن به خواستت قرار بگیری و اگه شما این کارو بکنی آروم آروم در مسیری قرار میگیری که در نهایت به خواستت میرسی ولی اگه افکارت رو تغییر ندی و به احساس خوب نرسی از مسیر خواسته ات دور رو دورتر میشوی.

 

اهمیت احساس در جذب

احساس از اهمیت فوق العاده مهمی در قانون جذب برخودرار است و در واقع وقتی شما به چیزی توجه میکنید و یا یک خواسته ای در وجود خود دارید این احساس شماست که تعیین می کند که شما در حال نزدیک شدن به خواستتون هستید یا در حال دور شدن از خواستتون هستید به عنوان مثال اگر شما به دنبال پسر یا دختری برای ازدواج هستید ولی احساس خوبی ندارید و نگران این هستید که دختر و پسر خوب دیگه تو این زمونه پیدا نمیشود و همه بد شدند و …. این افکار و احساسات بد یعنی شما در حال ارسال ارتعاش نبود خواستتون و کمبود خواستتون رو به جهان هستید و هر لحظه در حال دورتر شدن از خواستتون هستید و شما تا وقتی این احساس بد را داشته باشید هر لحظه از خواستتون دور و دور تر میشوید. احساس همان حلقه ی گم شده ی قانون جذب است که به شما خیلی ها دنبالش میگردند که دلیل اینکه قانون جذب رو بعضی ها میگویند چرا یک بار کار میکنه و یک بار کار نمیکنه اینکه در استفاده از تمارین قانون جذب احساس خوبی ندارند و درآن زمانهایی که احساس خوبی دارند نتیجه میگیرند.
اگه شما در حال تماشا کردن رابطه خوب و شاد یک ختر و پسر هستید ولی احساستون بد میشه و حسادت میکنید که چرا من رابطه اینجوری ندارم یا میگید این مسخره بازی ها و سبک بازیها چیه، شما در حال ارسال فرکانس منفی به خواستتون هستید و دارید روابط منفی رو به زندگی خودتون جذب می کنید.
در اصل هر چیزی دو رو دارد یکی بودن و فراوانی آن چیز و دیگری نبود و کمبود آن
پس نتیجه میگیریم که هر چیزی دو روی دارد یکی بودن آن خواسته شما و دیگری نبودن آن خواسته که دراینجا احساس شماست که داره میگه شما در حال جذب کدام روی خواستتون هستید. اگر مثلا به فقر توجه میکنید و احساس بدی پیدا میکنید شما در حال ارسال ارتعاش فقر هستید و فقر رو به زندگیتون جذب میکنید ولی ممکن است شما به فقر توجه کنید و سپاس گذار خداوند باشید که شما در وضعیت خوب مالی هستید و مشکل پول ندارید در این لحظه شما در حال ارسال ارتعاش ثروت هستید با وجود اینکه دارید به فقر توجه میکنید.

احساس تعیین کننده جذب شماست

پس الان ما یک پله جلوتر رفتیم و فهمیدیم که در اصل این احساس ماست که به ما میگوید که کدام روی هر چیزی رو جذب میکنیم.
پس نتیجه میگیریم اگه از هدف و خواسته شما داشتن روابط خوب و زیبا است هر کجا که روابطی زیبا رو میبینید باید تحسین و تایید کنید و به احساس خوبی برسید تا این با این خواسته هم ارتعاش شوید و این خواسته را وارد زندگی خودتون کنید و این را هم در نظر داشته باشید همه خواسته ها نیاز به زمان دارند تا وارد زندگی شما بشوند و شما باید در طول مسیر مدام به چیزهایی توجه کنید که نسبت به خواستتون تا به احساس خوب برسید.

احساس خوب =اتفاقات خوب و احساس بد= اتفاقات بد

 

بگذاری یک مثال دیگر بزنم فرض کنید خواسته شما داشتن پول زیاد است ولی همیشه و مداوم شما توجه و تمرکزتون روی غر زدن از اوضای بد بازار و خراب بودن بازار و کمبود پول است و این توجه بد باعث میشود همیشه شما به پول و پول در اوردن احساس بدی داشته باشید ولی در کل این احساس بد یعنی شما در حال ارسال ارتعاش منفی به سمت پول هستید و از آنجا که همه چیز ارتعاش است جهان ارتعاش شمارو دریافت میکند و میفهمد که احساس بد شما نسبت به پول یعنی شما پول نمیخواهید و در و ارتعاش نبود پول را فرستادید پس جهان دقیقا کمبود و نبود پول بیشتر را به زندگی شما وارد میکند و این عین عدالت است و بسیار قانون فوق العاده ای است و کار شما دراین جهان فقط باید این باشد که به خواسته هایتان توجه کنید و همواره احساس خوبی داشته باشید و به هیچ عنوان به ناخواسته ها و چیزهای که آنها را دوست ندارید توجه نشان ندهید.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *