آیا می توانیم با قانون جذب کاری کنیم که دیگر اتفاقات بد و ناخواسته برای ما نیافتد؟

چرا اتفاقات های بد و نا خواسته برای ما می افتد؟

در این مقاله قصد دارم در مورد اینکه اصلا چرا گاهی اوقات اتفاقات بد و ناخواسته برای ما می افتد که من اسم این اتفاقات را
اتفاقات ( به ظاهر بد) می گذارم و آیا می توان با قانون جذب کاری کنیم که دیگر اتفاقات بد برای ما نیافتد پاسخی کامل بدهم
قانون جذب می گوید مشابه مشابه رو جذب میکند یعنی شما به هر چیزی که توجه و تمرکز بیشتری می کنید در طول زندگیتون از آن جنس چیز بیشتر وارد زندگیتان می کنید به عنوان مثال اگر شما فردی باشید که همیشه در حال غر زدن هستید و مدام از عالم و آدم گله و شکایت می کنید مدام اتفاقتی رو جذب می کنید که باعث غر زدن بیشتر شما شود و در کل توجه شما به هر چیزی باعث گسترش اساس همان چیز در زندگی شما میشود ولی آیا به نظرشما اگر ما همیشه توجه مان به سمت چیزهای خوب باشد باز هم اتفاقات بد برای ما می افتد؟ در ادامه قصد داریم به همین سوال پر تکرار پاسخ دهیم .

اگر تغییر نکنیم نابود می شویم

واقعیت این است که ما در جهانی زندگی می کنیم که مدام در حال گسترش و پیشرفت است و اگر هر کسی در راستای این گسترش و پیشرفت حرکت کند و مدام هدفی برای رسیدن داشته باشد و توجه او هم به نکات مثبت کار و زندگی باشد و احساس خوبی داسته باشد جهان خیلی کم و به ندرت اتفاقات به ظاهر بد و ناخواسته را وارد زندگیش میکند و در اصل اتفاقات به ظاهر بد به این دلیل وارد زندگی شما میشود که برای شما واضح کند که شما دقیقا چه خواسته ای دارید و خواسته اتان برایتان واضح شود و به سمت آن حرکت کنید. در واقع دو قطبی است یعنی هر چیزی در این جهان با ضد خودش معنی پیدا می کند به عنوان مثال سیاه و سفید و بالا و پایین، روشن و تاریک، سلامتی و بیماری، دریا و ساحل، فقر و ثروت، بد و خوب، زشت و زیبا و هزاران مثال دیگه که میتوان از دو قطبی بودن جهان زد .

ما در جهان پر از تضاد و دو قطب زندگی می کنیم

جهان از روز ازل به همن شکل بوده است و تا ابد هم به همین شکل خواهد بود همیشه در طول تاریخ این دو قطبی بودن و تنوع در جهان وجود داشته است و اساس جهان بر همین تنوع و تضاد ها شکل گرفته است و همین تنوع و تضاد ها بوده است که باعث رشد و پیشرفت در جهان شده و جهان ما را از خاک و آب به این شکل و رنگ در آورده است مثلا انسان ها قدیم در پاهایشان خار و سنگ ریزه میرفته است و با برخورد با این مشکل و اتفاق به ظاهر بد و ناخواسته انسان این رو فهمیده که به چیزی نیاز داره که زیر پایش بگذارد هنگام راه رفتن و به این شکل کفش را اختراع کرده است و اگر شما فرد با هوشی باشی و قوانین ثابت خداوند و جهان را درک کنی میتوانی بفهمی که این تضاد ها آمده است که به تو کمک کند نه اینکه تو را آزار دهد . ولی اکثرا مردم وقتی با تضاد بر می خورند چون قوانین جهان و کیهانی را نمی دانند بجای اینکه خواسته اشان را برای خود مشخص کنند و به سمت خواسته اشان حرکت کنند مدام به غر زدن و ناله و شکایت می پردازند که این کار باعث میشود طبق قانون مدام از این نا خواسته ها بیشتر وارد زندگیشان شود و آنها همیشه بهانه های بیشتری برای غر زدن داشته باشند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *